تبليغاتX
باران - غزل
یه روز اگه بری بری هی نرسی به خونه تون می فهمی که چی می کشه کلاغ توی قصه ها
 

از اين روزگـــــارِبدِ سر سپــرده، چه بايد خواست؟

 

ز كوروش،زجمشيد،ازاين خيل مرده، چه بايد خواست؟

 

به آرش كه اينك به خواب آرميده، چه بايد گفت؟

 

ز رستم كه صد رنج دارد به گُرده، چه بايد خواست؟

 

كجـــا يخ زد اين خــاك پرورده در خود نشان نيو؟

 

كنون از دل مردمانِ فســرده، چه بايد خواست؟

 

چه آواز گرمي، چه حسي، به گوش كه بايد خواند؟

 

كه از خود بپرسد :كه اي رنج برده، چه بايد خواست؟

 

به زنــدان و زنجيــر و داغ و درفشـي اگــر رفتنــد

 

چه حاصل؟ ندانند از اين زخمِ خورده، چه بايد خواست؟

 

اگرخودبدانی کزین شورو فريـادِ در قلب تــو جاويـــد

 

بگــــو با مـن امـاَ شمرده، شمرده، چه بايد خواست؟

 

هــــزاران دل و دست، با هــم رسيدند تا مقصــود

 

وامروز ازاين مشتِ درهم فشـرده، چه بايد خواست؟

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 2:31 قبل از ظهر  توسط مسعود ارشادی فر  | 

 

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس