|
گندم برای راندن آدم بهانه بود ورنه بهشت این همه هم ماجرا نداشت
|
ما یه روز نور و کشوندیم توی شب
عشق و از تو تاریکی از توی دود
پیدا کردیم و نشوندیم روی لب
ما همیشه مثل یه آب روون
دنبال صحرا دوییدیم
با تموم واژه های مهربون
روی بدا خط کشیدیم
گاهی بارون و گاهی آفتاب و مهتاب شدیم
گاهی مثل شاپرک سوختیم و یا آب شدیم
حالا فصل قحطی و نداریه
فصل گشنگی و بخل آسمون
فصل تشنگی و گریه زاریه
ما می خواییم کمک کنیم به دنیامون
می شه ما رو بپاشین تو یونجه ها
بلکه گاوا یه ذره بزرگ بشن
بهتر از اینه که گله بره ها
هر روزی که می گذره گرگ بشن
کاش میشد گاوای ما بزرگ بشن!!
ابتدا نيت كنيد
سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد
.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.